مجلس شهدا

مجلس شهدا

یک سایت دیگر با وردپرس فارسی

درددل یک جانبازمدافع حرم

اندازه فونت :
۱۳۹۶/۰۲/۱۱

دل کندن از آدم‌ها و چیزهایی که دوستشان داریم اصلاً کار ساده‌ای نیست. کاری که تمام رزمندگان و شهدای مدافع حرم کرده‌اند. آقای عبداللهی می‌گوید زمان جنگ تمام چیزهایی که دوستش دارید روبرویتان ظاهر می‌شود: «به نظر شما ساعت مچی در بهترین حالت چقدر ارزش دارد. به خدا شیطان در جنگ ساعت مچی شما را جلوی چشمتان می‌آورد. مدام توی گوش شما می‌خواند یعنی می‌خواهی ساعتت را رها کنی. حالا فکر کنید هر دل‌بستگی که داشته باشی جلوی چشمت می‌آید. من زن و بچه نداشتم. اما همان شیطانی که این چیزها را جلوی من می‌آورد برای بقیه زن و بچه‌هایشان جلوی چشمشان می‌آید. خیلی ایمان قوی می‌خواهد که اهمیت ندهی. شب عملیات به محمد گفتم برو به خانوم و دخترت زنگ بزن. مدام بهانه می‌آورد و زنگ نمی‌زد. گفتم یعنی تو از «حلما» دل کندی؟ گفت آره دل کندم. هر کاری کردم تماس نگرفت. آخر گفت تو را به خدا اذیت نکن. من احساس دارم زنگ بزنم حسابی به هم می‌ریزم. دلم گیر می‌کند. به خدا شهدا احساس داشتند. زن و بچه‌هایشان را خیلی دوست داشتند.»
نویسنده:رضا حیدری