مجلس شهدا

مجلس شهدا

یک سایت دیگر با وردپرس فارسی

شهید مدافع حرم محمدرضا خاوری

اندازه فونت :
۱۳۹۶/۱۲/۰۱

 

 

شهید محمدرضا خاوری روز هشتم آذرماه سال ۱۳۵۸مصادف با تاسوعای حسینی در خانواده یی مهاجر، از پدر و مادری افغانستانی متولد شد که با شروع جنگ های داخلی دوران کمونیست ها و با پیروزی انقلاب اسلامی به ایران مهاجرت کرده بودند.رضا تحصیلات ابتدایی اش را تا مقطع راهنمایی در مشهد گذراند ، از لحاظ درسی در مدرسه بسیار مورد تحسین اساتید و همیشه شاگرد اول یا دوم بود.سپس در سال۷۳در پی اخراج مهاجرین از ایران ، به همراه خانواده مجبور به بازگشت به افغانستان شد. در هرات رضا وقتی به مدرسه میرفت همه او را اذیت و آزار میدادند و به او لقب جوجه خمینی می‌دادند رضایی که در جو ایران و پیروزی هشت سال دفاع مقدس بزرگ شده بود آن مردم و عقایدشان برایش عجیب ، سخت و غیرقابل تحمل می‌نمود. پس از یک سال زندگی در هرات به تنهایی به ایران بازگشت و وارد سپاه حضرت محمد(ص) شد.سپاهی که در آن روزها برای مبارزه با طالبان تشکیل شده بودپس از اتمام جنگ افغانستان و با آمدن نیروهای ناتو و منحل شدن سپاه حضرت ، رضا وارد ارتش افغانستان شد و به خدمت به مردم آن قسمت از سرزمین‌ اسلام پرداخت و پس از چندی خدمت دارای پست نظامی و مالی خوبی شده بود اما نیروهای آمریکایی شروع به ردیابی بچه‌های سپاه حضرت و بشهادت رساندن آنان نمودند (این افراد را برای خود خطرناک می‌دانستند زیرا نیروهای آموزش دیده دست ایران بودند) و رضا به همراه تعداد زیادی از همرزمان به ایران آمدند و به زندگی پر رنج و درد مهاجری پرداختند اما باز هم ناراحت نبودند.تا زمان بهار عربی و اتفاقات بحرین این بچه‌ها تلاش کردند خود را به شیعیان بحرین برسانند اما به دلایلی نتوانستند.با آغاز جنگ۳۳روزه لبنان تلاش داشتند خود را به آن خطه از جغرافیای اسلام برسانند که…گفتند حزب‌الله توان دفاع از خود را دارد و با این بچه‌ها همکاری نکردند و بازهم نتوانستند بروند.

تا اینکه در سال۹۰هیئت متوسلین به حضرت رقیه(س) را تاسیس و ثبت نمودند و شروع به یافتن دوستان و همرزمان قدیمی سپاه حضرت محمد(س) نمودند و شهید حجت و شهید ابوحامد ، شهید فدایی ، شهید حسینی ، …این اتفاقات سوریه را پیش بینی و برای آن برنامه ریزی کرده بودند با گردآوری این رفیقان قدیمی در قالب هیئت و کار فرهنگی اولین گروه ۲۲نفره را برای دفاع از حرم حضرت زینب(س) تشکیل دادند و اعزام کردند .

رضا در تاریخ۶ خرداد با سرپرستی دومین گروه به سوریه رفت و پس از چند هفته از ناحیه ساق پا مجروح شد و بعنوان اولین جانباز فاطمیون به مشهد بازگشت.و پس از۴بار عمل و۹ماه با یافتن بهبودی نسبی دوباره به جبهه‌های سوریه بازگشت. در مدت ۹ ماه مجروحیت هم در مشهد پیگیر مشکلات رزمندگان، شهدا و خانواده‌هایشان بود و از راه دور هم مشاور شهید ابوحامد در کارها بود.

رضا پس از بازگشت به سوریه هم به دلیل استعداد و توانایی خارق‌العاده‌اش در اطلاعات و شناسایی و تجزیه و تحلیل و بعنوان مشاور عملیاتی فرماندهی انتخاب شد و پس از دوسال سختی و تحمل درد و رنج فراوان، پس از دوسال رشادت سرانجام در۲۷مهرماه سال۹۴ مصادف با پنجم محرم توسط عناصر اسرائیلی در عملیات آزادسازی حلب بشهادت رسید.

خودروی شهید مورد اصابت دو موشک کورنت اسراییلی قرار گرفت و همانطوری که می‌خواست به دیدار معبود شتافت .پیکری که چون اباعبدالله سر در بدن نداشت و چون علمدارش دست و پا در بدن نداشت و پیکرش در آتش سوخت و چون مادرش زهرا در گمنامی رفت و به اندازه همان قنداق کودکی‌اش از این دنیا رفت.

امام زمان ! ما افتخار می‌کنیم که اسراییل از یک سرباز ساده و دست خالی شما آنقدر می‌ترسد که دو موشک به آن گرانی زرهی را صرف یک آدم می کند هرچند
برای وجود گرانبهای این بچه همه دنیا هم کم است .

روحشان شاد