مجلس شهدا

مجلس شهدا

یک سایت دیگر با وردپرس فارسی

شهیدی که با حضرت زهرا ملاقات داشت.

اندازه فونت :
۱۳۹۷/۰۳/۰۸

زندگی نامه:

شهید محمد اسلامی نسب دراواخر سال ۱۳۳۳ درروستای لایزنگان از توابع داراب فارس بدنیا آمد.

درنوجوانی به شیراز هجرت و درکنار تحصیل به کار خیاطی نیز پرداخت.

درکنار انجام کارهای سیاسی به مدرسه علمیه شهید آیت ا… دستغیب نیز وارد و از محضر این عالم ربانی کسب فیض نمود.

درسال ۱۳۵۳ زمانی که ۲۰سال داشت ازدواج که ثمره این ازدواج فرزندانی شایسته و صالح می باشد.

همزمان با پیروزی انقلاب و تشکیل سپاه،شهید اسلامی نسب از بنیان گذاران سپاه شیراز بود.

برای اولین بار در ۴/۱۱/۱۳۵۸ به اتفاق ۸۰نفر از پاسداران عازم کردستان گردید.

پس از بازگشت از کردستان مدتی را درخدمت شهید دستغیب به حفظ این گوهر ارزشمند گنجینه انقلاب اسلامی پرداخت.

پس از آن نیز چند صباحی درمسئولیت حفاظت اطلاعات دادگاه انقلاب انجام وظیفه نمود تا آنکه شیپور جنگ نابرابر نواخته شد و اورهوار به سمت سرخ زین کرد.

درآغاز جنگ به گروه چریکی شهید عارف((دکتر مصطفی چمران)) پیوست و درتمامی عرصه ها و صحنه ها همراه و همدوش با این بزرگ مرد خون و خاطره و خطر بود.

وی پس از ۸سال حضور درجبهه های نبرد حق علیه باطل درعملیات کربلای چهار هنگامی که سکان هدایت گردان امام رضا(ع) از لشکر ۱۹فجر را درست داشت به شهادت رسید.

قسمتی از وصیت نامه:

شهید محمد اسلامی نسب

۱- شهادت آنچنان شیرین و لذت بخش است که با هیچ کدام،از وعده های دینوی او را مقیاسی نیست. شهادتی که دشمن با هیچ سلاحی علیه او نمی تواند به مبارزه در آید و همه تیغ های دشمن در مقابلش کند و بی اثر است.

۲- من هر وقت نام مبارک بی بی فاطمه الزهرا (س)را به زبان میارم نا خودآگاه از خود بی خود میشوم و مطمئن هستم که ا

یشان ما را شر منده نمیکنه .

به روایت خاطرهای از حضور رهبر معظم انقلاب در مقر لشکر در اهواز و تماشای فیلم مصاحبه شهید “محمد اسلامی نسب” پرداخت که در ادامه میخوانید:

شهید “محمد اسلامی نسب” فرمانده گردان امام رضا(ع) لشکر در عملیات کربلای ۴ بود. او سالها مسئولیت آموزش لشکر را بر عهده داشت. قبل از عملیات والفجر ۸ از من خواست که در خط مقدم و در کنار نیروهای عمل کننده حضور داشته باشد. در آن عملیات او را با حفظ سمت، مسئول محور عبور قایقها و گردانها از اروندرود قرار دادم.

پیش از آغاز عملیات کربلای ۴، به قول ما شیرازیها دوباره پایش را در یک کفش کرد و گفت: من دیگر نمیخواهم در آموزش بمانم و میخواهم جزو نیروی عمل کننده باشم. در نتیجه گردان امام رضا(ع) را تشکیل داد و خود فرماندهاش شد. ماموریت او و نیروهایش در کربلای ۴ این بود که پس از گردانهای خط شکن وارد منطقه پنج ضلعی بشود و مقر تیپ عراقیها را بگیرد. شب عملیات به علت موانع زیادی که روبروی مقر تیپ بود و تیربارچی آنها بر نیروها تسلط داشت، نیروهای گردان امام رضا(ع) زمینگیر شده بودند. شهید اسلامی نسب با من تماس گرفت و گفت: حاج نبی تیربار عراقیها تلفات زیادی از ما گرفته است، میخواهم خودم بروم آن تیربار را خاموش کنم. او به همراه بیسیمچی و یکی دو نفر از نیروهایش رفت، همان لحظه که نارنجکش را پرتاب کرد و به سنگر تیربار عراقی خورد، یک تیر نیز بر گلویش نشست و با ذکر یازهرا(س) به شهادت رسید.

قبل از این عملیات، خبرنگاری با او مصاحبه کرده بود و گفته بود: “ما در عملیات آینده پیروز میشویم. در این عملیات کسی ما را پشتیبانی میکند که هر وقت نام او را بر زبان میآورم.” در همین حین بغض گلویش را گرفت و چند لحظهای سکوت کرد و اشک ریخت. دوباره ادامه داد و گفت: “من هر بار نام بیبی را بر زبان میآورم از خود بی خود میشوم.” این بار هم برای چند لحظه سکوت کرد و اشک ریخت.

ما در آن عملیات پیروز نشدیم، پس از فرماندهان به این نتیجه رسیدند که چون دشمن سرمست از ناکامی ماست فرصت خوبی است تا در مدت زمان کوتاهی دوباره عملیات کنیم. لذا عملیات کربلای ۵ با رمز یازهرا(س) انجام شد و پیروز شدیم.

مقام معظم رهبری و سردار محمدنبی رودکی مرداد ۶۷، حضرت آیت الله خامنه ای که آن وقت رئیس جمهور و رئیس شورای عالی دفاع بودند به پادگان شهید دستغیب لشکر در کوت عبدالله اهواز آمدند. ما عکس فرماندهان شهید لشکر را در آنجا نصب کرده بودیم. آقا تشریف آوردند. ایشان به عکسهای نگاه میکردند و زیر لب آیهی بشارت را زمزمه میکردند. حضرت آقا وقتی به عکس شهید اسلامی نسب رسیدند، تامل بیشتری کردند.

پس از آن ویدیوی مصاحبه شهید اسلامی نسب را به نمایش گذاشتیم. آقا فیلم را به دقت نگاه میکردند. وقتی فیلم به آن بخش از مصاحبه شهید اسلامی نسب رسید که میگفت: “من هر بار نام او را بر زبان میآورم…” در آن سکوت حضرت آقا فرمودند: “بگو… بگو که با ایشان ارتباط داری.” سپس آقا نگاهی به من کردند و گفتند: آقای رودکی ایشان قبل از انقلاب چکاره بودند؟ گفتم: شغلش خیاطی بود و چهار فرزند دارد و از اعضای هیاتهای مذهبی بود. حضرت آقا فرمودند: همان که ریشه دارند. سپس ایشان دستور دادند که فیلم را برایشان بفرستم.