مجلس شهدا

مجلس شهدا

یک سایت دیگر با وردپرس فارسی

خاطره شهید محمد تیموریان

اندازه فونت :
۱۳۹۷/۰۵/۲۱

یاد سردارشهید محمد تیموریان بخیر،درعملیات والفجر۴،قبل از شروع عملیات ،در گروهان یک ،سردار شهید حسین روحی آملی ،به ستون در حرکت بودیم ،نمی‌دانستم سردار تیموریان پشت سرم درردیف ستون هست، تا از معبر پاک شده توسط نازنین تخریب چیها ازمیدون مین گذر کنیم

ناگهان،شهید خلیل جلیل نتاج با آن دستهای زخم دیده در عملیات قبلی،ولی با صلابت، برگشت ،گفت مهدی نرسیدیم،من در آن تاریکی شب وخستگی چند ساعته پیاده با آن کوله بار سنگین ،و بدنی نحیف ،واسترس شروع عملیات و ایمان ضعیف ،جوابی نداشتم،ناگهان دستی بر روی شانه ام لمس کردم،سرم را به عقب برگردوندم،دیدم سردار تیموریان با آن صدای آشناش، که اور پاسداری را مثل زمانی که درعقبه بودیم روی دوش انداخته بود
با لحن زیبای آملی و سین دادن در صحبتش که همیشه عادتش بود،فرمود،نزدیک شدیم و تپه روبرو را نشونم داد ،وقتی محمد آقا تیموریان را مقتدر دیدم،قوت قلب گرفتم،و احساس عجیبی بهم دست داد،و سرم را بردم نزدیک سر شهید عزیز خلیل جلیل نتاج گفتم محمد آقا تیموریان میگه شروع عملیات تپه روبروست،وبعد از چند دقیقه رسیدن به روی تپه،عملیات شروع شد
یاد همه شهیدان ،بخصوص این دو شهید بزرگوار گرامی باد❤️
وای بحال ما جاماندگانی که ماندیم
ونماندیم ونمیدانم در جواب شهدا که اگر بپرسند بعد ازما چه کردید چه بگوییم .صلوات.🌺

نویسنده خاطره:اقای مهدی یوسفی