مجلس شهدا

مجلس شهدا

یک سایت دیگر با وردپرس فارسی

خاطراتی کوتاه از شهید احمد فردوس مکان

اندازه فونت :
۱۳۹۷/۰۵/۲۶

خاطرات کوتاه از شهید احمد فردوس مکان

برادر شهید :شهید به مسائل دینی و مذهبی بسیار توجه داشتند با این که سن کمی داشتند اما مورد علاقه خانواده قرار می گرفت . بچه با نماز و با خدایی بود .شهید به خاطر فدا کردن جان خود برای اسلام و دین و حفظ ناموس مردم بین مردم محبوبیت خاصی داشت . شهید در مجالس و محافل مذهبی شرکت می کرد و بسیار خلوص نیت داشت . شهید اهل ورزش بود مخصوصا شنا را دوست داشت .

پدر شهید : ایشان آخرین مرتبه ای که به جبهه می رفت یک حس عجیبی داشت . با همه مهربانتر بود ، با تمام خانواده و بستگان دیدار کرد و روحیه خاصی داشت . عبادتهایش با اخلاص تر شده بود و هنگام خداحافظی لبخند بر لب داشت همه چیز برایم عجیب بود . می شود گفت که شاید احمد می دانست که این سفر بازگشتی ندارد .

همرزم شهید : احمد در گردان امام محمد باقر به نماز شب و ناله هایش معروف بود . گودالی را به صورت قبر در بیرون از چادر آماده کرده بود که معمولاً نیمه های شب به بعد در آن مشغول عبادت می شد و در تمام روزها بعد از نماز صبح زیارت عاشورا می خواند و نقش به سزایی در معنویت چادرمان داشت تا حدی که گویی نافله شب انگار در چادر به جماعت اقامه می شد . ایشان و معلم شهید حاج سید مهدی پور صادق با هم سر و رازهایی داشتند که با هم پرواز کردند. حالات احمد فقط مختص به جبهه نبود در شهرستان هم به طور دائم در آرامگاه محل به درون قبرهای آماده می رفت و تا پاسی از نیمه های شب به مناجات و اشک و ناله می پرداخت. آخرین بار در عملیات صاحب الزمان همدیگر را دیدیم