مجلس شهدا

مجلس شهدا

یک سایت دیگر با وردپرس فارسی

خاطره ای از شهیدعلی اصغرگلی کانی

اندازه فونت :
۱۳۹۷/۰۷/۱۹

خاطره از شهید علی اصغر گلی کانی

خواهرشهید- زهرا، با بیان مطالب نقل می کند:« او فرزند بزرگ خانواده بود و از همان بچگی اش، آرامش خاصی در وجودش نمایان بود. و نور معرفت و معنویت از چهره اش نمایان می شد. طوری که ما، روی او حساب خاصی باز می کردیم. بنده همیشه آرزو می کردم که بتوانم مثل او باشم. او اکثر اوقات برای همدلی و دوستی، ما را دور خود جمع می کرد. و با ما حرف می زد.
این اخلاق او را همه ما و حتی قوم و خویش دور و نزدیک ما دوست داشتند. احترامی خاص و فوق العاده نسبت به پدر و مادر داشت و صدای خود را در مقابل آن ها، بلند نمی کرد. زمانی که، او به شهادت رسید، پدر می گفت، روشنایی منزل ما خاموش شد. به عنوان فرزند بزرگ خانواده و برادر بزرگ، همیشه مواظب رفتار و اعمال ما بود. با ما صحبت های شیرینی می کرد. خیلی مقید بود. طوری که من تمام صفات خوب را در او می دیدم. با قرآن مانوس می شد و اکثر روزها را روزه بود.
حتی سعی داشت روزه گرفتن خود را پنهان کند. حتی به بهانه های مختلف، از خوردن غذا صرف نظر می کرد. بیشتر اوقات نزد پدر بزرگ و مادر بزرگ ما بود و سعی می کرد که به نماز جمعه و مسجد برود. و زمانی که در این مراسم ها شرکت می کرد، تا دیر وقت در آنجا به سر می برد. عشق و علاقه ای فراوان نسبت به ائمه اطهار و فرزند آنان خمینی کبیر و ولایت او داشت. و در این باره صحبت می کرد. محبت و علاقه ش نسبت به روحانیت، به وضوح دیده می شد. عاشق شهادت بود و به همین دلیل، تبعیت از امام و روحانیون را بر خود وظیفه می دانست و سرانجام راهی جبهه ها شد تا به مقام بزرگ و مقدس شهادت دست یابد.»