مجلس شهدا

مجلس شهدا

یک سایت دیگر با وردپرس فارسی

خاطره ای کوتاه از شهید محمد مهدی فاضل

اندازه فونت :
۱۳۹۷/۰۷/۲۳

خاطرات کوتاه از شهیدمحمدمهدی فاضل

برادر شهید : شهید بار اولی که به جبهه رفت احساس بنده و سایر اطرافیان این بود که اخلاق و رفتار شهید رنگ دیگری به خود گرفته مثلاً نحوه برخورد با دیگران که ایشان بعد از جبهه با متانت بیشتری با سایرین مواجه می شد که همین مساله ایجاد تصویری روشن و مثبت از بسیجیان و رزمندگان در نظر عامه مردم بود .

برادر شهید : به یاد دارم در ایام تحصیل روزی دستم ضربه شدیدی خورد و نیاز به ترمیم داشت خواهرم که در خانه بود مرا به مطب دکتر برد در طول راه به طور اتفاق شهید را دیدیم پس از شرح ماجرا برادرم به خواهرم گفت که خودش مرا به دکتر می برد و او را به منزل برگرداند و خودش زحمت من را به عهده گرفت با این که سن زیادی نداشت.

برادر شهید : بسیار آرام ، متواضع و فروتن، دلسوز و مهربان بود. قرآن و نماز می خواند ، عشق و علاقه خاصی به امام و ارادت زیادی به ائمه داشت. از حجب و حیای خاصی برخوردار بود و صبر و استقامتش مثال زدنی بود و بسیار منظم و مرتب و پاکیزه بود. پایبند به انجام واجبات و ترک محرمات بود.

برادر شهید : به علت روحیه معاشرتی و اجتماعی که شهید داشت و همچنین شور و تحرکی که از کودکی در وجودش بود توانست شخصیت خود را به عنوان یک عنصر موثر در خانواده تثبیت کند. طبق آنچه از اعضای خانواده و بزرگتر ها شنیدم در سالهایی که خانواده ام در نجف بودند یک روز شهید با آن که سن کمی داشت به خانه آمد و گفت همه ی نجفی ها پدر خود را بویه صدا می زنند بهتر است ما هم از این کلمه استفاده کنیم و مورد موافقت همه قرار گرفت و از آن به بعد همه پدر خانواده را به این اسم صدا می زدند