مجلس شهدا

مجلس شهدا

یک سایت دیگر با وردپرس فارسی

گزیده ای از خاطرات شهیدمطلب حیدری اردی

اندازه فونت :
۱۳۹۷/۰۸/۱۹

خاطرات از شهید مطلب حیدری اردی

برادر شهید : از آخرین روز وداع هر دوی مان عکس گرفتیم در کردستان بودیم . هر دو مرخصی ۵ روزه گرفتیم و آمدیم به منزل . شهید که بعد از مرخصی اعزام شد ۲ روز بعد من رفتم . آن شب تا ساعت ۱ صبح بیدار بودیم و از حال و هوای جبهه حرف زدیم و گفتیم اگر شهید شویم چه می شود و دقیقاً هشتم آبان ۶۱ شب وداع بود .

برادر شهید : یادم می آید که من در کلاس پنجم درس خواندم . در فصل کشاورزی در گرمای زیاد شهید روزه می گرفت پدرم می گفت : روزه بر تو واجب نیست و او از ۱۱ سالگی شروع به روزه گرفتن و نماز خواندن کرد و نمازش هرگز ترک نمی شد . مسجد کوچکی در محل داشتیم که نماز اول وقت در مسجد کنار خانه مان می خواند .
برادر شهید : شهید بسیار متواضع و فروتن و همچنین بسیار شجاع و نترس بود . حق الناس را رعایت می کرد . به ائمه ارادت خاصی داشت . با همه مهربان بود.

منوچهر برادر شهید:ایایشان بعد از شهادتش همان شب عملیات محرم به خواب مادرم آمد گفت اینجا بدنم ترکش خورده گفت به همین خاطر مادرم تا صبح نخوابید صبح اول وقت مادرم گفت پسرم شهید شده.
ایشان بخاطر اشتباه فامیلی سه ماه مفقود بوده چند بار به خواب خاتواده مان آمد گفت بیایید جنازه مرا ببرید من یخ زدم بعد از سه ماه جستجو جنازه او در سردخانه معراج شهدای تهران پیدا شده و در گلزار شهدای آردکلا وسطی (میان محله) دفن شده روحش شاد
درضمن بنده در همین سال در پاکسازی روستاهای بوکان از ضد انقلاب در کردستان بودم یک هفته در محاصره بودیم وجاده تامین نداشت در مراسم کفن و شهید مان توفیق حضور نداشته ام.

توصیه نامه شهید مطلب حیدری

به شما عزیزان توصیه می کنم که مطیع امر رهبر باشید و از روحانیون متعهد پیروی کنید. در دفاع از میهن از هیچ چیز دریغ نکنید . اول وقت را فراموش نکرده ودر انجام فرائض دینی کوشا باشید. از خواهرانم می خواهم که در حفظ حجاب خود نهایت کوشش را داشته باشند که حجاب آنان کوبنده تر از خون شهیدان است.