مجلس شهدا

مجلس شهدا

یک سایت دیگر با وردپرس فارسی

مادرشهید علی یار جوان دوست

اندازه فونت :
۱۳۹۷/۱۰/۰۹

تازه وارد گلزار شده بودم، داشتم سر مزار یادبود شهید مدافع حرم حاج عبدالله اسکندری فاتحه میخوندم، مادری اومد کیک تعارف کرد، یهو گفت اینم بچه منه شهید شده!

با مادر رفتم سر مزار شهید علی یار جوان دوست.
گفتم مادر از پسر شهیدتون برام میگین؟
شروع کرد به گفتن:

یه روز اومد خونه گفت: ننه، از مسجد اقدام کردم برای رفتن به جبهه
مردم به دین میرن، به ناموس میرن

مگه تو تلویزیون نمیبینی چه بلایی سر مردم میارن؟
بهش گفتم: ننه تو نور چشم منی.
اونم گفت: انقدر جوونا رفتن که من تو اونا گم هستم.

مادر در ادامه گفت: همیشه مسجد میرفت و قرآن میخوند، تازه دیپلم گرفته بود.

خیلی ناباورانه، مادر شهید دست کشید روی سرم و گفت: شما هوای شهید ما رو داشته باشین تو این دوران، الهی رو سفید بشی پیش حضرت زهرا. چقدر دلش پاک بود این مادر.

مادر ادامه داد؛ پسرم بهم گفت: ننه من هیچ کاری برات نکردم، پسر خوبی نبودم، هیچی ندارم برات بزارم ننه.

خودم هستم و تفنگم، تو جنگ برای جوونا میجنگم.

مادر شهید میگفت تازه که از جبهه برمیگشت از دیوار میومد بالا و در نمیزد تا بیدار نشم، ناخن هام رو میچید، جورابام رو در میاورد.
پسرم چهار روز بود که دوباره رفته بود که روز ششم شهید شد.

مادر بعد از این همه سال اشک میریخت و از پسرش تعریف میکرد … شرمنده همه مادران صبور شهدا هستیم …

فاطمه افزری خبرنگار افتخاری سایت مجلس شهدا فارس/ گلزار شهدای شیراز.