مجلس شهدا

مجلس شهدا

یک سایت دیگر با وردپرس فارسی

خاطراتی از شهید ناصرمهری

اندازه فونت :
۱۳۹۷/۱۲/۰۲

خاطرات کوتاه از شهید ناصر مهری

خواهرشهید: ارادت خاصی نسبت به حضرت امام، شهیدان رجایی و با هنر داشت و با علاقه زیادی در مسیر آنان قدم برمی داشت و همیشه به سخنان آنان گوش فرا می داد. با دوستانش در مورد انقلاب و اسلام، شروع به تبلیغ و روشنگری می کرد و ذهن آن ها را نسبت به این موضوع باز می نمود. رسیدن به مقام شهادت را در جه والا بیان می کرد و آرزوی دست یابی این مقام را در سر داشت و با شهادت دوستان خود بسیار غمگین می شد و برای دلداری خانواده های شان به منزل آنان می رفت.»
برادرش در خصوص رفتن او به جبهه می گوید: « برادر بزرگش محمد علی در جبهه بود. او هم رفت. در منطقه کردستان بود. هر چه به او گفتم صبر کن تا محمد بیاید، بعد شما بروید می گفت:« نه! باید بروم »و رفت و مدتی در کردستان بود و برگشت.وقتی مرخصی آمد به او گفتم، الان موقع امتحان است. برو به مدرسه و امتحانت را بده، بعد راهی جبهه شد. اما قبول نکرد. چند روز نزد ما ماند و دوباره راهی جبهه شد.